همیشه پای یک آآآآآخوند در میان است.

چند روز پیش سعادت دیدار یک آآخوند رو داشتیم .بعد ایشون میون صحبتاش میگفت آقایی با همسرش مشکل داشته اومده پیش ِ من ! خانومی با همسرش مشکل داشته اومده پیش من ! دختر خانومی میخواسته ازدواج کنه اومده پیش من !

حقیقتش دلم سوخت برای همه کسایی که میرن روانشناسی و مشاوره میخونن ! نمیدونن که مردم ما اینطور افراد رو دیوانه و روانی میدونن ازینطرف برای کوچکترین مسائل خصوصی و غیر خصوصی شون به آخوند جماعت مراجعه میکنن که اصلن درسش این نبوده ! اینهمه اعتماد به این قشر چیه ! مجری معروف آقای فرزاد جیم ! رو که یادتونه ؟ کسی که 4 سال کم از یک مبلغ مذهبی نداشت و سحرهای ماه رمضون من و شما رو موعظه میکرد ! وقتی از خانومی که توسط ایشون اغفال شده بود پرسیدند : شما چطور به ایشون اعتماد کردید ؟ جواب داد : شما بودید اعتماد نمیکردید ؟! راست میگه منم بودم اعتماد میکردم یعنی هر کسی بود اعتماد میکرد چون ما اینطور افراد رو حتی از خدا  و ائمه مون حتی از عقل و شعور خودمون بیشتر قبول داریم ! حتی یه لحظه هم فکر نمیکنیم بابا اینا هم انسانن و جایزالخطا ! معصوم که نیستند !

البته این آخوند عزیز تو خیلی مسائل نظرات کارشناسی داشتن که مورد همیشگی و کلیشه ای اون حجاب خانومها بود ! مثلا فرمودند خانومها طوری لباس بپوشن که بند لباس زیرشون از پُشت معلوم نباشه ! آدم متاثر میشه از اینهمه دقت نظر ایشون ! یعنی اشک تو چشای من جمع شد وقتی دیدم ایشون چقدر به فکر اسلام هستند که با دیده شدن یک بند لباس زیر از دست نره یه وقت !

یادم نمیاد هیچ وقت تو خیابون به پُشت و جلوی افراد چه مرد چه زن اینقدر دقیق شده باشم که دنبال بند لباس زیرشون باشم !متفکر

   + - ٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٤/٢٠